از اين به بعد بخشي از پشت پرده نشريه وزين آينده سازان را مي توانيد از طريق اين وبلاگ مطالعه كنيد همين طور حرف ها و دغدغه ها ي ديگر نويسنده را .
براي شروع بايد عرض شود مدت ها ست دنبال فرصتي مي گشتم كه يادداشت ها ي خود را به شيوه اي همگاني تر به دوستان آينده سازاني تقديم كنم اما دريق از اين قدر وقت (انگشت شصت خود را روي بند اول انگشت اشاره بگذاريد تا مطلع شويد دقيقا چقدر منظورم است) خوب حالا كه فرصت پيش آمده و حالي دست داده از همه ي اها لي آينده سازان كه از اين وبلاگ بازديد مي كنند تشكر كرده و به شيوه اي كاملا رسمي سپاس گذاري مي كنم . همچنين پيش پيش از كليه ، روده .... ببخشيد از كليه برو بچه هاي نشريه اجازه مي گيرم كه اسمشان را احتمالا در اين دست نوشته ها خواهم آورد البته بچه ها مخالفت نمي توانند بكنند چون حساب كتاب هاي پشت پرده و... .
القصه سالها قبل كه نه من بودم و نه شما آينده سازان پا به عرصه ي وجود نهاد و دوران نوجواني خود را با سرپرستي بزرگتر ها ي امروز و هم سن وسال هاي ما، در ديروز سپري كرد افرادي مثل دكتر همداني و دكتر شاماني و... گذشت وگذشت تا اين كشتي انقريب درياهاي متلاطم به دست بنده ي حقير رسيد. واين در حالي بود و هست كه درس و مدرسه كمتر به ما اجازه ي سر خواراندن ميدهد چه برسد به طبايع پردازي آنهم در فضاي سيال ومواج دانش آموزي . به هر حال ما آمديم و اين مصادف بود با آبان ماه سنه ي1385واما بقيه ي داستان ميماند براي شماره هاي ديگر. چه ميشود كرد بايد مخاطب را يكجورايي جذ ب كرد . نمي شود كه همه ي حرف ها را يكجا بزنيم .
چنان كه شاعر مي فرمايد كم گوي وگزيده گوي ....
اسا سا اين كه آدم ها متفاوت خلق شده اند با هدف آشنايي بوده خوب پس بشتابيم براي آشنايي و رفاقت البته از نوع POSITIVE آن.
خوب كه فكر مي كنم ميبينم يكي از اساسي ترين مشكلات ما (بچه مثبت هاي خرا ب كار تر از منفي ها) اين است كه همديگر را نمي شناسيم . شما فرض كنيد اگر بقيه نوجوانان و جواناني را كه تو شهرتان هستند و مثل شما فكر مي كنند و ريا نشود درد دين (اين كه گفتم يعني چه) دارند را بشناسيد ، آن وقت مي بينيد چه پتانسيلي از آدم شكل مي گيرد كه مي توانند گام ها ي بلندي در راستاي هدفشان بردارند . ولي ما معمولا به روابط محدود اطرافمان بسنده مي كنيم و وارد دنياي بزرگتري كه مي تواند موثرتر باشد نمي شويم.
مثلا همين بچه انجني ها كم توان دارند ؟ امروز تو خيلي از شهرستان ها كه مي روي مي بيني تعداد قابل
توجهي از مديران آن شهر انجمني هاي قديمي اند . ما معمو لا به اين مسائل كمتر فكر مي كنيم و بعضي وقت ها از همين جا ست كه ضربه مي خوريم . در اين رابطه مي شود بيشتر صحبت كرد.
تقریبا نصف شد. تابستان را میگوییم همین قدر که از آن گذشته بگذرد تمام است.
دوباره مدارس باز می شوند و بوی ماه مهر به مشام می رسد اینها را گفتم که یادآوری کنم فرصت پیشرو خیلی کم است و برنامه هایی را که تدارك دیده بودیم خیلی زیاد است.
گاهی وقتها فکر میکنم شاید راه حل جبران کمبود وقت و استفاده از فرصتها کم کردن از ساعت خواب است همان که وعدهای به آن افزودن به عرض زندگی مینامند در مقابل افزایش طول زندگی هر چند و لزوم حداقل استراحت انکار نشدنی است.
خلاصه اگر از برنامههایی که برای خود در نظر گرفته اید عقب ماندهاید باید سریعتر فكري بكنيد تا فرصت باقي مانده از دست نرود.
اول تابستان با چند تا از دوستان حلقهی مطالعاتی با موضوع شناخت شخصیت امام خمینی (ره) راه انداختیم برای شروع ...
يك شماره؟ دو شماره؟ سه شماره؟ نميدانم چند شماره است كه از خودمان حرف نزديم. مرديم از بس كه صبر كرديم. نوبتي هم باشد نوبت ماست كه از خودمان حرف بزنيم. فكر كرديد تو تعطيلات تابستان فقط خودتان مشغوليد؟ خير بچههاي نشريه بلافاصله بعد ازتمام شدن امتحانات (از نوع حوزه و دانشگاه) برنامههاي تابستانهي خود را شروع كردند كه ...
زنگ اول شمارهي قبل را اگر خوانده باشید، بحثی در بارهی تعطیلات تابستان داشتیم. اینکه در این روزها چه کارهایی می شود انجام داد که از فرصت پیشرویمان بهتر استفادهکنیم. یکی از مسائلي که این روزها وقت مناسبی برای رسیدن به آن است انجمن اسلامی مدرسه است. امتحانات که تمام میشود یکی دو هفتهي اول کسی توقع خاصی از دانش آموزان ندارد (بالاخره خستگی امتحانات را باید از تن گرفت).
اما بعداز استراحت، جایی برای کوتاهی نیست و هر چهسریع تر باید برای روزهای باقیمانده از تعطیلات برنامهریزی کرد. یکی از اموری که در تابستان خوب میشود به آن رسید ...