آخرش کار خودمان را کردیم. خوب معلوم است . شلوغ بازی منظورم است. آخر مگر می شود بچه انجمنی جایی باشد ولی کاری نکند؟ یا بهتر بگویم مگر می شود بچه انجمنی به کاری مشغول باشد ولی منشا اثر نباشد؟ (بین خودمان باشد این اثر همیشه هم مثبت نمی باشد!!! ).
تقریبا چند ماهی می شود که در کنار پیگیری ها و کار های روزانه شیطنت هایی داریم می کنیم که نگو و نپرس. شرح مفصل این امور باشد برای آینده.
واما کارستان ما.
عجله نکنید. بجای کنجکاوی و سوزاندن فسفر دنبال شماره ی ۱۵۳ نشریه آینده سازان باشید. ( هر چند احتمالا شماره ی ۱۵۱ هم بدستان نرسیده است!!! خوب قرار شد عجله نکنید.) فقط همین قدر می توانم بگویم که در آن شماره تغییرات جدی و کلانی خواهید دید.
اما این که چه کار کردیم باشد برای همان زمان که آینده سازان رادیدید. فقط انتظار نداشته باشید به جای نشریه ساندویچ یا پفک به دستتان برسد. درست است تغییرات خواهیم داشت ولی معنایش این نیست که به جای دو هفته نامه ی جنبش دانش آموزی خوراکی بدستتان برسد.
به هر حال محرمانه مستقیم ما همین بود که بجز من و دبیر تحریریه و خوانندگان وبلاگ bibahaneha هیچ کس از آن خبر ندارد.
صبح ها تقریبا از ساعت هشت و نیم سر و کله ی بچه های تحریریه و پرسنل نشریه پیدا می شود.
دبیران سرویس ها ساعت های حضورشان مشخص شده و هر کدام در هفته باید سی ساعت برای نشریه وقت بگذارند.در همین زمان است که معمولا بچه های هر سرویس می آیند و با دبیر مربوطه بحث و هم فکری فکری می کنند. به کسی نگویید بد نیست بدانید اگر کسی برای نهار از قبل اطلاع ندهد ظهر باید از جیب مبارک خودش ناهار تهیه کند (این هم یک مدل است دیگر!!! ). بعد از ظهر ها معمولا بچه ها بیشتر در نشریه حضور دارند علت اصلی آنهم این است که تحریریه ی ما یا از صنف مظلوم دانشجو است ویا از صنف مظلوم تر طلبه. خلاصه اگر می خواهید بدانید آینده سازان یعنی چه باید آن زمان بیایید نشریه. چی؟ نخیر آقا کجای کاری؟ کار ما به قدری جهادی !!!!! است که شب و روز ندارد. تازه شب ها برادران برنامه ی پخش و نقد فیلم دارند. این نقد فیلم ها خودش کلی جای صحبت دارد. مثلا یکی از لطایف آن اینکه جناب خرم دبیر سرویس سینما خیل کثیری از دوستان را به دیدن کارتون !!!! زیبای Ratatouille که همزمان با پخش در نشریه بر روی پرده ی سینما های آمریکا موجود است دعوت کرده است. به هر حال این روزها با زحمت دبیر تحریریه و بقیه عناصر نفوذی آینده سازان نشریه در اوج فعالیت و سلامت کامل به سر می برد. خلاصه باید بگویم جای شما در نشریه خالی است.
كلي خنديديم .
اصلاً از خندهروده بر شديم. تازه بعد از آن، هر وقت بهيادش ميافتيم، دوباره ميزنيم زير خنده.نگفتم به چي؟ پيامك را ميگويم.
همان پيامكي كه يك آيندهسازاني خوش ذوقي برايمان ارسالكرده بود. شايد كار شما بوده يا دوستت كه كنارت نشسته و مشغول خواندن زنگ اولاست.
قصه اين است كه يكي از بچهها بعد از خواندن زنگ اولشمارهي قبل پيامكي برايمان ارسال كرده بود كه در آن، در كنار انتقادي از نشريه،لطيفهاي هم با موضوع آيندهسازان بود و خندهي همهي بچههاي تحريريه را درآورد.بماند كه اين لطيفه مربوط به كدام يك از شخصيتها در نشريه بود.
شد ان زمانه . يعني تمام شد. گذشت.
دوران صدر نشيني را مي گويم. همه ي بزرگان قوم از حج برگشتندو دوباره ما به جايگاه اول خودمان برگشتيم. شايد دعاي شاعر كارگر افتاده كه مي گويد:يا رب اين نو دولتان را برخ.....
قرارمان اين بود كه بعضي از پشت پرده هاي نشريه را در وبلاگ منعكس كنم. اما سفر به مشهد و بعد هم حضور در اختتاميه همايش انديشه ي مطهر در ساري كمي در به روز رساني وبلاگ تاخير ايجاد كردكه از دوستان عذر خواهم.واما.....
با لاخره پس از مدت خيلي كوتاهي (نزديك يك سال) در مورد كميك استريپ نشريه به جمع بندي رسيديم . آن دسته از خوانندگان گرامي كه به آينده سازان دسترسي دارند مي توانند از اين شماره(143) به بعد كميك هاي نشريه را دنبال كنند. همين طور از اين شماره به بعد اهالي آينده سازان مي توانند نظرات خود را با ارسال smsقديم يا همان پيامك جديد به شماره ي 100077500771 به تقويت روابت دوجانبه بپردازند.
از اين به بعد بخشي از پشت پرده نشريه وزين آينده سازان را مي توانيد از طريق اين وبلاگ مطالعه كنيد همين طور حرف ها و دغدغه ها ي ديگر نويسنده را .
براي شروع بايد عرض شود مدت ها ست دنبال فرصتي مي گشتم كه يادداشت ها ي خود را به شيوه اي همگاني تر به دوستان آينده سازاني تقديم كنم اما دريق از اين قدر وقت (انگشت شصت خود را روي بند اول انگشت اشاره بگذاريد تا مطلع شويد دقيقا چقدر منظورم است) خوب حالا كه فرصت پيش آمده و حالي دست داده از همه ي اها لي آينده سازان كه از اين وبلاگ بازديد مي كنند تشكر كرده و به شيوه اي كاملا رسمي سپاس گذاري مي كنم . همچنين پيش پيش از كليه ، روده .... ببخشيد از كليه برو بچه هاي نشريه اجازه مي گيرم كه اسمشان را احتمالا در اين دست نوشته ها خواهم آورد البته بچه ها مخالفت نمي توانند بكنند چون حساب كتاب هاي پشت پرده و... .
القصه سالها قبل كه نه من بودم و نه شما آينده سازان پا به عرصه ي وجود نهاد و دوران نوجواني خود را با سرپرستي بزرگتر ها ي امروز و هم سن وسال هاي ما، در ديروز سپري كرد افرادي مثل دكتر همداني و دكتر شاماني و... گذشت وگذشت تا اين كشتي انقريب درياهاي متلاطم به دست بنده ي حقير رسيد. واين در حالي بود و هست كه درس و مدرسه كمتر به ما اجازه ي سر خواراندن ميدهد چه برسد به طبايع پردازي آنهم در فضاي سيال ومواج دانش آموزي . به هر حال ما آمديم و اين مصادف بود با آبان ماه سنه ي1385واما بقيه ي داستان ميماند براي شماره هاي ديگر. چه ميشود كرد بايد مخاطب را يكجورايي جذ ب كرد . نمي شود كه همه ي حرف ها را يكجا بزنيم .
چنان كه شاعر مي فرمايد كم گوي وگزيده گوي ....